خرید بک لینک
زیر چشمِ گود رفته، زیر ابرویِ برنداشته، کمدِ از لباس خالی شده، سبدِ از رخت چرک پر شده، قفسه ی از لیوان خالی شده، فنجان قهوه ی از فراموشی یخ زده، سطل آشغال از جعبه ی فست فود پر شده، معده ی از آت و آشغالای فست فودی باد کرده، آلارمِ روی ساعت شش کوک شده، میس کال های از دست رفته، جزوه های خوانده نشده، جزوه های لعنتیِ خوانده نشده، جزوهای لعنتیِ الاغِ خوانده نشده، امتحانِ صد و هفتاد و پنج یورویِ روی خرخره، فرجه ی امتحانیِ رو به اتمام، اجاره خانه ی اینور دلم مانده، حساب بانکیِ با موجودیِ پنجاه یورو تهِ حساب باقی مانده، محیط کاریِ روی اعصاب، مریض های نازک نارنجیِ رو اعصاب تر، دکتره ارث پدر از همه طلب داشته، ساعت های کاریِ اضافه بر سازمان و هنوز پرداخت نشده ی اونورِ دلم مانده، وعده های کاری قول داده شده، قول های شکسته شده و وعده های پوچ از آب درآمده..

و خیلی چیزهای دیگر که همه اش را که سر هم کنم میشود این روزهای من...

+بابا: بابا یادته یه بار بهت گفتم عجله نکن واسه بزرگ شدن؟ بزرگ شدی دیگه..

+محمد: من هستم خره.. تمرکزت و بزار رو اولویتت..اولین تجربه ی کاریته، یاد می گیری کم کم. هرجا کم آوردی با من.

+اگه یک سال و نیم پیش بود حتما میزدم زیر گوش دکتر و از اونجا فرار میکردم و دیگه برنمیگشتم. یا مثلا میزدم به سیم آخر و کلا همه چیز و ول میکردم. امان از آدمی زاد..امان از زمان..امان!

+فرداش نوشت:این پست نیمه شبِ دیشب از سر غیض و تند و تند نوشته شد، ثبت موقت شد، قرار بود که پاک شود..! امروزهوا آفتابیست! آفتاب را به فال نیک میگیرم!.. نه تنها پاک نمی شود، بلکه ثبت میشود در وبلاگ تا با هر بار خواندنش،آفتاب امروز را یاداور شود برایم :)

برچسب: نویسنده: پندار قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 10:09

صفحه بندی