برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
هیچ حواست هست که خودت رو دوباره پیدا کردی خود جان!؟
هیچ حواست هست!؟
+هست! حواسم هست! هفت ساله که دارم دنبالت میگردم. هفت ساله که چنگ زدم به هر دری، بریدم از هر ریسمانی تا دوباره پیدات کنم. اینبار نمیذارم از کفم بری خودجان! دیگه نمیذارم.
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
عه! لکه ی شاتوت!
من کی شاتوت خوردم که ریخته رو پارکت؟
+گیلاس خریدی دیروز.یادت رفته هااا.. لکه ی اوناس بابا.
ارواح عمم!
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
ما را جز خیالی آرام، طلبی نیست ز دنیا
+خیالت تا ابد آرام نخودکم
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم!
تو را به جای همه سالیانی که نزیسته ام دوست می دارم!
+تو را برای دوست داشتن دوست می دارم.
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
ما جهان سومی ها را تنها بگذارید با عقده ها و بغض هامان؛ با خشم ها و ترس هامان؛ با نگرانی های برای شما ناملموسِ دنیامان؛ با عقیده و سنت و خرافات هامان؛ با حسرت ها، کینه ها و محدودیت هامان..
همه را شنیدید؟
حال لطفی کنید و بروید و تنها بگذارید لبخندهای پر رمقِ دلیِ گاه به گاهمان را. تنها بگذارید لبخندهای زخمیِ نامفهومِ ما را از نگاه های پرسشگر و متعجبتان.
+ما از دنیای دیوانگانیم.از قماش مجنونان.
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
بیا و یه امشب مرا سفت بغل کن
+چه کسی از تو به رازِ دلِ من نزدیکتر؟ هوم؟
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
هیچ وقت از چیزی که حقیقیه فرار نکن!
+حالا با من بیا
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
+به صرف مزه مزه کردنِ پیروزی و نوشیدنی، الکلی، وخنک، و تگری :)
+مَزه؟ چشمِ حسود و بخیل لطفا! از کاسه درآمده! یه چار پنج هفت هشت ده جفت! دستت درد نکنه :)
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
Ich fühle mich so allein, wie noch nie
..mir ist klar geworden, dass es Niemand gibt um ihn zur Hilfe zu bitten+
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
_چی؟
+چرخ!
چرخ بر هم زنم! می فهمی جانِ دلم؟ چرخ بر هم زنم اگر غیر مرادم گردد! می فهمی؟
+من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک!
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور
+به درازا کشیدنِ تاریکی پایکوبی ندارد، حتی اگر پای زلف یار در میان باشد!
برچسب:
نویسنده: پندار قاسمیپور